صفحه اطلاع رسانی میرزا محمد رضا صفائی تخته فولادی
صفحه اطلاع رسانی میرزا محمد رضا صفائی تخته فولادی

صفحه اطلاع رسانی میرزا محمد رضا صفائی تخته فولادی

آب کر در یهودیت

مفهوم میکوه به عنوان یک غار تراشیده شده یا حوضچه تطهیر ساخته شده متصل به محل سکونت یا کار، بدون شک مفهومی متاخر است. در عهد عتیق، در رابطه با آیین‌ها و معبد یهودیان در اورشلیم، با شستشو، پاشیدن آب و غوطه‌ور شدن در آب، به تصفیه آب اشاره شده است، اما ما از مکان‌ها یا تأسیسات خاصی که مردم دائماً برای پاکسازی آیینی بدن خود به آنها مراجعه می‌کردند، چیزی نمی‌بینیم.

اصطلاح میکوه در کتاب مقدس عبری به معنای بسیار کلی برای اشاره به آب با وسعت نامشخص (ر.ک. پیدایش ۱:۱۰؛ خروج ۷:۱۹)، یا به طور خاص‌تر برای آب‌های جمع‌آوری شده از چشمه یا درون یک مخزن (لاویان ۱۱:۳۶) یا آب‌های تعیین شده برای یک مخزن بزرگ واقع در اورشلیم (اشعیا ۲۲:۱۱) استفاده شده است. هیچ یک از این مکان‌ها به هیچ وجه به عنوان مکانی که برای تصفیه آیینی استفاده شده باشد، ذکر نشده .است

به مکانی که غسل داده میشد میکووت[1] گفته میشد طبق گفته بسیاری از مراجع هلاخایی، ممنوعیت استفاده از آب پمپ شده برای میکووت، خاخامی است، نه کتاب مقدسی. دلیل چنین حکم خاخامی ممکن است فاصله گرفتن از عمل غوطه‌وری آیینی از فرهنگ حمام‌های عمومی باشد که در دوره هلنیستی در سراسر منطقه رواج داشت.

قوانین سنتی مربوط به ساخت میکوه (mikveh) بر اساس قوانینی است که در ادبیات کلاسیک خاخام‌ها مشخص شده است. قوانین متعدد کتاب مقدس نشان می‌دهد که فرد باید "بدن خود را در آب غسل دهد" تا از ناپاکی‌های آیینی پاک شود. نوع غسل در لاویان 11: 36 مشخص شده است، که بیان می‌کند "چشمه یا مخزن، محل جمع‌آوری (میکوه) آب" منبع پاکی است. میکوه باید در زمین ساخته شود یا به عنوان بخش اساسی یک ساختمان ساخته شود. بنابراین، ظروف قابل حمل، وان حمام، جکوزی یا جکوزی نمی‌توانند به عنوان میکوه عمل کنند

آب میکوه باید به طور طبیعی (بیده شماییم) جمع‌آوری شده باشد، نه توسط انسان. بنابراین، آب میکوه باید به طور طبیعی از منبع (باران یا چشمه) به میکوه جریان یابد.

 این اساساً به این معنی است که باید توسط نیروی جاذبه  تأمین شود و نمی‌توان آن را با دست حمل کرد. در نتیجه، آب لوله‌کشی نمی‌تواند به عنوان منبع اصلی آب برای میکوه استفاده شود، اگرچه می‌توان از آن برای بالا بردن آب تا سطح مورد نظر استفاده کرد، مشروط بر اینکه حداقل مقدار (40 دریا) آب مناسب از نظر آیینی ابتدا در میکوه باشد. در عمل، این بدان معناست که برای استخری مورد نظر حداقل حجم باید 80 دریا (تقریباً 1150 لیتر) باشد. همچنین عبور آب از هر ظرفی که بتواند آب را در خود نگه دارد یا قابلیت نجس شدن داشته باشد (هر چیزی از جنس فلز) ممنوع است. با این حال، لوله‌هایی که از دو انتها به هوا باز می‌شوند، تا زمانی که انحنای قابل توجهی نداشته باشند، اشکالی ندارند. آب یخ‌زده (برف، یخ و تگرگ) از این جهت استثنایی است که می‌توان از آن برای پر کردن میکوه، صرف نظر از نحوه حمل آن، استفاده کرد.

قوانین میکوه کمی با قوانین چشمه متفاوت است. آب میکوه باید ساکن باشد، در حالی که آب چشمه می‌تواند جاری باشد. بنابراین، رودخانه‌های جاری فقط زمانی می‌توانند برای غوطه‌وری استفاده شوند که بیشتر آب آنها از چشمه‌ها تأمین شود، نه از باران یا ذوب برف. از دریاها می‌توان استفاده کرد (حتی اگر امواج وجود داشته باشند).

بر اساس میکوهی با ابعاد 3 ذراع عمق، 1 ذراع عرض و 1 ذراع طول، حجم آب لازم 40 دریا (sah) آب تخمین زده شده.

اکثر یهودیان ارتدکس از حکم سختگیرانه Avrohom Yeshaya Karelitz استفاده می‌کنند که طبق آن یک دریا 14.3 لیتر است و بنابراین یک میکوه باید حداقل حدود 575 لیتر را در خود جای دهد.

مواردی که یهودیان امروزه معمولاً برای برآورده کردن الزامات تورات یا قانون خاخامی در میکوه غوطه‌ور می‌شوند، عبارتند از:

زنی که می‌خواهد از وضعیت نِده (قاعدگی) یا وضعیت مرتبط با زاوه (ترشحات غیرطبیعی مایعات بدن) پاک شود. به طور خاص، یک زن متاهل باید برای از سرگیری روابط زناشویی با همسرش پس از قاعدگی یا زایمان در میکوه غوطه‌ور شود. (معادل مردانه زاوه، که به عنوان زاو شناخته می‌شود، نمی‌تواند در میکوه تطهیر شود، بلکه باید در آب چشمه جاری غوطه‌ور شود.)

کسی که صرف نظر از جنسیت، به یهودیت گرویده است.

ظروف تازه خریداری شده که برای سرو و خوردن غذا استفاده می‌شوند، باید در آن غوطه‌ور شوند (Tevilat Kelim).

موارد دیگری که غوطه‌ور شدن در میکوه برای طهارت لازم است، اما از زمان تخریب معبد عموماً انجام نشده است (زیرا معمولاً حالت طهارت در خارج از معبد لازم نیست)، عبارتند از:

مردی که کری (خروج طبیعی منی، چه از فعالیت جنسی و چه از خروج شبانه) را تجربه کرده است. غرق شدن به دلیل کری طبق تورات برای اجازه خوردن تروما یا قربانی لازم است؛ عزرا مقرر کرد که فرد همچنین باید این کار را انجام دهد تا اجازه تلاوت کلمات تورات را داشته باشد. مورد دوم به عنوان تیویلات عزرا ("غوطه‌وری عزرا") شناخته می‌شود. در دوران مدرن، دیگر اجباری تلقی نمی‌شود، اما برخی آن را به عنوان یک رسم یا عمل پرهیزگاری انجام می‌دهند. کسی که با یک نِدا یا زاوا، یا لباس‌ها یا اشیاء آنها تماس داشته است.

بعد از تزارات

کوهنی که تقدیس می‌شود

کوهن گادول در روز یوم کیپور پنج بار به میکوا می‌رود؛

کوهنی که مراسم گاو قرمز را انجام داده است؛

کسی که با جسد یا قبری تماس داشته است، علاوه بر اینکه خاکستر مراسم گاو قرمز بر روی آنها پاشیده شده است؛

کسی که گوشت حیوانی را که به طور طبیعی مرده است خورده است.

کسی که مایل به بازدید از کوه معبد است (این هنوز توسط برخی از یهودیان مدرن انجام می‌شود که مقامات خاخامی آنها از نظر اقلیت برای اجازه چنین بازدیدهایی پیروی می‌کنند)



[1]. Mikvot

جشن های مصری

در دوران باستان، در طول سال جشن‌های زیادی با نام «هب» برگزار می‌شد تا از خدایان سپاسگزاری شود و به آنها لطف الهی شود. در جشن‌های مصر باستان، مصریان قربانی‌ها، نذورات و ستایش قدرت خدایان را تقدیم می‌کردند، اما هدف واقعی این جشن‌ها، دیدن خدایان با چشمان خود و حفظ این ساختار اعتقادی بود که جهان از طریق اراده خدایان اداره می‌شود، همانطور که کاهنان تفسیر و توسط فرعون اجرا می‌شد. جشن‌ها در مصر باستان صرفاً به عنوان تجلیات الهی در وجود انسان عمل می‌کردند و به همین ترتیب، الگویی از زندگی را برای مردم مصر ایجاد می‌کردند. مصریان زمان خود را متناسب با جشن‌های خود سازماندهی می‌کردند، زیرا تقویم مصری به ۱۲ ماه دقیقاً ۳۰ روزه تقسیم شده بود و کل سال به سه فصل تقسیم می‌شد، فصل اول آخت، فصل سیل، فصل دوم پرت، فصل رشد و فصل سوم شمو، فصل برداشت به علاوه آنها پنج روز اضافی برای جشن گرفتن یک خدای متفاوت در هر روز با جشن ویژه خود اضافه می‌کردند. جشنواره‌های مصر باستان شامل رژه یک خدا با قایق یا زمین در مسیری خاص مانند مسیری که در معبد کارناک یافت می‌شود، می‌شد.

در آغاز هر سال، آنها جشنواره‌ای برگزار می‌کردند و همچنین در پایان آن، بر فلسفه طبیعت ابدی و چرخه‌ای زندگی تأکید می‌کردند. مصر در طول سال جشنواره‌های بی‌شماری داشت، مانند:

جشن‌های تولد خدا (اپاگومنه): 

این جشنواره، روزهای اضافه شده در پایان سال را جشن می‌گرفت. آن پنج روز، تقویم را به ۳۶۵ روز رساند و در هر روز، یک خدای خاص جشن گرفته می‌شود. طبق اسطوره آفرینش، الهه آسمان، نوت، دختر رع، از برادرش گب، خدای زمین، باردار شد که او را خشمگین کرد و اعلام کرد که در هیچ روزی از سال زایمان نخواهد کرد. این باعث شد خدای دانش با خونسو بازی سنت را انجام دهد و پنج روز از نور ماه را که نوت در آن به دنیا آمد، برنده شود. روز اول تولد اوزیریس، پروردگار دوآت (جهان زیرین مصر)، روز دوم تولد هوروس، یک خدای بسیار برجسته با سر شاهین مرتبط با پادشاهی و آسمان بود. روز سوم جشن ست، خدایی مرتبط با هرج و مرج، جنگ و بیابان‌های مصر بود. روزهای چهارم و پنجم جشن الهه‌های ایسیس و نفتیس، دو خواهری بود که با آیین‌های تدفین محافظ مرتبط بودند و خدای اوزیریس را از مرگ بازگرداندند.

جشنواره اوپت

 در ماه دوم در آخت برگزار می‌شد، این جشنواره مهم‌ترین جشنواره در تاریخ مصر و طولانی‌ترین جشن در تقویم جشنواره‌های تبس است که ۱۱ تا ۱۵ یا حتی ۲۰ روز طول می‌کشید. در این جشنواره، پادشاه توسط خدای آمون در تبس دوباره جوان می‌شد. این جشنواره با سفر سه‌گانه تبس (آمون، موت و خونسو) از معبد کارناک به معبد اقصر آغاز می‌شد. در معبد اقصر، آمون-رع از کارناک با آمون از اقصر متحد می‌شد و هر ساله آفرینش مجدد کیهان را تضمین می‌کرد. فرعون نیز بخشی از این اتحاد بود و در احیای این قدرت الهی شرکت داشت.

روز سال نو مصریان (جشن وپت-رنپت):

این جشن، آغاز سال نو را جشن می‌گیرد، زمانی که ستاره سوتیس (سیریوس) از آسمان ناپدید می‌شود و سپس هنگام طلوع خورشید در افق شرقی ظاهر می‌شود. همچنین این جشن، مرگ و تولد دوباره اوزیریس و جوان شدن و تولد دوباره سرزمین و مردم را جشن می‌گرفت. این جشن به طغیان رودخانه نیل بستگی داشت.

جشنواره دره (جشنواره وادی):

جشن زیبای دره، بزرگداشت ارواح درگذشتگان یا همان جشنواره مردگان است که بین برداشت محصول از شمو و طغیان نیل در آخت برگزار می‌شد. این جشن، پیوند محکم بین زندگان و مردگان را گرامی می‌داشت و راهی برای آوردن گذشته به حال و با کمک پسرخوانده ابدی به آینده بود. این جشنواره به دلیل محبوبیتش در تاریخ مصر مشهور است، زیرا این مراسم با بردن مجسمه‌های آمون، موت و خونسو (سه‌گانه تبس) از معابدشان برای بازدید از معابد تدفین و گورستان در آن سوی رودخانه آغاز می‌شود، به علاوه تصاویری از مردگان حمل می‌شود تا ارواحشان به آنها بپیوندند و زندگان گل، غذا و نوشیدنی‌هایی مشابه روز مردگان در مکزیک برای مردگان خود می‌آورند.

جشنواره سد (جشنواره جوبیلی) Jubilee

این جشنواره بسیار تخصصی است زیرا هر سی سال از سلطنت پادشاه توسط او جشن گرفته می‌شود تا اطمینان حاصل شود که او کاملاً با اراده خدایان هماهنگ است. پادشاه همچنین موظف است در یک فضای محصور بدود تا ثابت کند که سالم است و تیرهای آتشین را به سمت چهار جهت اصلی به عنوان نمادی از قدرت خود بر سرزمین و توانایی‌اش در فتح سایر ملت‌ها و افزایش نفوذ، ثروت و قدرت مصر شلیک کند. این جشنواره‌ها مردم را به سمت الهی بودن سوق می‌دادند، حال را با گذشته پیوند می‌دادند و راه را برای آینده یا به سادگی زمان‌هایی که مردم می‌توانستند استراحت کنند و از خود لذت ببرند، هموار می‌کردند.

تاثیر مصر بر یهودیت

تأثیر مصر بر اسرائیل و یهودا به ویژه در دوران سلطنت حزقیا در دوره سوم میانی مصر بسیار قوی بود؛ در نتیجه، «ادبیات عبری مملو از مفاهیم و چهره‌های برگرفته از رساله‌های آموزشی مصر است»، و آمنموپ اغلب به عنوان نمونه بارز آن ذکر می‌شود.حتی در اولین انتشار مختصر از گزیده‌هایی از آمنموپ در سال 1922، به شباهت آشکار آن با کتاب‌های حکمت کتاب مقدس اشاره شده است. باج این نظرات را در انتشارات خود در سال‌های 1923 و 1924 تقویت کرد و مشاهده کرد که اخلاق مبتنی بر مذهب آمنموپ «شباهت نزدیکی» به احکام کتاب مقدس عبری دارد و شباهت‌های خاصی بین آمنموپ و متون موجود در امثال، مزامیر و تثنیه ارائه داد. دیگران نیز به زودی از او پیروی کردند.

رجسته‌ترین این افراد، آدولف ارمن، «رئیس تمام مصرشناسان» بود که در سال 1924 فهرست گسترده‌ای از تطابق‌های بین متون آمنموپه و کتاب امثال کتاب مقدس را منتشر کرد که بخش عمده‌ای از آنها در امثال 22:17–23:11 متمرکز شده بود. ارمن بود که از آمنموپه برای اصلاح خوانش دشوار در متن امثال 22:20 استفاده کرد، جایی که کلمه عبری شیلشوم ("سه روز پیش") به نظر می‌رسید خطای نسخه‌بردار باشد که ترجمه معنادار آن فقط با مشکل مواجه می‌شد. ارمن خاطرنشان کرد که جایگزینی کلمه مشابه sheloshim ("سی") نه تنها در متن منطقی به نظر می‌رسد، بلکه منجر به ایجاد تشابه نزدیک زیر بین دو متن می‌شود، به طوری که "سی گفتار" که اکنون در امثال 22:20 بازیابی شده است، دقیقاً با سی فصل شماره‌گذاری شده در آمنموپه مطابقت دارد: 


(امثال 22:20): "آیا سی گفتار از نصیحت و دانش برای شما ننوشته‌ام؟" (ESV)

(آمنموپه، فصل 30، سطر 539): "به این سی فصل نگاه کنید؛ آنها اطلاع می‌دهند، آنها آموزش می‌دهند."


ارمن همچنین استدلال کرد که این تطابق نشان می‌دهد که متن عبری تحت تأثیر مصری‌ها قرار گرفته است، نه برعکس، زیرا متن مصری آمنموپه به صراحت سی فصل را فهرست می‌کند در حالی که متن عبری امثال چنین تقسیم‌بندی‌های واضحی ندارد و بنابراین احتمال بیشتری وجود دارد که در طول کپی‌برداری معنای اصلی خود را از دست بدهد.  از زمان ارمان، تقریباً در میان محققان اجماع وجود داشته است که بین این دو اثر ارتباط ادبی وجود دارد، اگرچه جهت تأثیرگذاری آنها حتی امروز نیز مورد بحث است. اکثریت به این نتیجه رسیده‌اند که امثال 22:17–23:10 به آمنموپه وابسته بوده است. اقلیتی بین این دو دیدگاه اختلاف نظر دارند: متن عبری را الهام‌بخش اصلی آمنموپه می‌دانند و هر دو اثر را وابسته به یک منبع سامی می‌دانند که اکنون از بین رفته است.

چهارشنبه سوری اصل شیعی

ابراهیم بن اشتر شب چهارشنبه نزد مختار آمد و بر او وارد شد. ابراهیم به او گفت: «ما آماده شده بودیم که پنجشنبه شب آینده بیرون برویم و کاری پیش آمده که باید امشب بیرون برویم.» مختار گفت: «چی شده؟» گفت: «ایاس بن مضرب در راه بر من ظاهر شد و ادعا کرد که می‌خواهد مرا زندانی کند، پس او را کشتم. اینک سر او و یارانم دم در هستند.» مختار گفت: «خداوند تو را بشارت دهد، زیرا این پرنده‌ای صالح است و این آغاز فتح است، به خواست خدا.» مختار گفت: «ای سعید بن منقذ، برخیز و در حرضی آتش روشن کن، سپس آنها را برای مسلمانان برافروخته کن.
بنا به گفته طبری نشانه قیام مختار روشن کردن آتش در شب چهارشنبه بود. به نظر میرسد روشن کردن اتش نزد ایرانیان که حامی اصلی مختار بودند برای یاد آوری شب چهارشنبه ای است که مختار قیام خود را علنی کرد. هرچند شب قیام مختار 30مهر ماه سال 64 شمسی بوده است. 

موکب عزای مصری

کشتی مقدس  یا ایستگاه های استراحت الهی ، محور اصلی جشنواره‌ها، و راهپیمایی‌های باشکوهی بود که در آن کاهنان مجسمه‌های مذهبی طلایی خدایان را در یک نوع زیارتگاه قابل حمل به حرکت در می‌آوردند. هر خدایی کشتی مقدس خود را داشت  که کاهنان آن را روی زمین بر روی سکوهایی با چندین تیرک بلند حمل می کردند. این ضریح های قابل حمل  از سه قسمت ضریح، قایق و پایه ای با دسته های بلند تشکیل شده است. ضریح در بالای قایق قرار گرفته و با ورق طلا، سنگ‌های قیمتی لاجورد، فیروزه و کارنلین پوشیده شده‌اند. در حالی که از دستگیره ها برای حمل کل مجموعه نصب استفاده می شد

دسته‌های جشنواره از حرم درونی کارناک حرکت کردند و در امتداد خیابان‌های مقدس به سمت معبد اقصر یا کشتی‌های منتظر رودخانه پیش رفتند که آنها را به سمت بالا رودخانه به اقصر یا از طریق رود نیل به معابد یادبود سلطنتی در کرانه باختری تبس می‌رساند. گاهی اوقات، خدایان - و نه از کشیشان که از آنها حمایت می کردند - نیاز داشتند که از گرما و غبار سفرهای خسته کننده خود استراحت کنند. بنابراین، بسیاری از فراعنه با مهربانی در طول مسیر، زیارتگاه‌های راحتی برای آنها فراهم کردند. پادشاه هرگز فرصتی را برای خودفروشی از دست نمی داد، پناهگاه های کنار راه را به نام خود می نامید و تقوای خود را در کتیبه های معبد و نمایش هایی که آنها را توصیف می کرد به خدایان یادآوری می کرد. به عنوان مثال، صحنه‌های «نمایشگاه سرخ» فرعون زن هتشپسوت (حکومت حدوداً 1473-1358 ق.م) در کارناک چندین زیارتگاه در کنار راه را به تصویر می‌کشد که او بین مجموعه‌های معبد کارناک و اقصر بنا کرده است.