صفحه اطلاع رسانی میرزا محمد رضا صفائی تخته فولادی
صفحه اطلاع رسانی میرزا محمد رضا صفائی تخته فولادی

صفحه اطلاع رسانی میرزا محمد رضا صفائی تخته فولادی

علم

دانشی از عالم سفلی نمی‌آید به نفس ••• عالمی دیگر بباید رفتو از نو دانشی.

وصف سیل در شعر عربی


فَأَصْبَح َالْعِینُ رُکودًا عَلَى الْــــ.......ــأوْشَازِ أَنْ یَرْسَخْنَ فِی الْمَوْحَلِ

ترجمه: پس گاو وحشی ماده بر روی تپه ایستاد از جاری شدن سیل


کالسحل البیض جلا لونها ... سح نجاء الحمل الأسول


مانند پوست تخم مرغ بود رنگ ابرها. [مانند] گوسفند حامله ای که زیر شکمش سست بود، فربه شد

کد داوینچی

 اشکال اساسی در این نظریه پردازی آن است که براساس روایات تاریخی و مذهبی خود مسیحیان و خود یهودیان، عامل حقیقی در رد حضرت عیسی مسیح (ع) و به باور مسیحیان مصلوب شدن وی یهودیان بوده اند، چگونه ممکن است این گروه که خواهان کشته شدن وی بوده اند باعث نجات مریم مجدلیه که همسر عیسی مسیح بوده شده اند و شجره عیسی را حفظ کرده اند و با تشکیل گروهی مخفی، وظیفه حمایت و حفاظت از فرزندان مسیح را برعهده می گیرند!؟

 این اشکال به وجود میآید که که حواری دوازدهم حضرت عیسی چه می شود؟ اگر پاسخ داده شود آن یهودای اسخیوطی بوده است که عیسی را لو داده است و از جمع حواریون طرد شده است پاسخ آن است که عیسی فرد دیگری را به عنوان حواری جایگزین نموده یا برخی توبه یهودا را مطرح نموده اند با این وجود اگر مقصود از جام مقدس، مریم مجدلیه باشد متن کتاب مقدس نیز با این معنا سازگار نیست، چون چگونه او را بین دیگر حواریان گردانده است؟ واگر آن گونه که ادعا شده یکی از دلائل اطلاق جام به مریم مجدلیه این است که خون مسیح کنایه از دودمان وی است که از طریق نطفه در وی ریخته شده و نسل حضرت عیسی را از مریم مجدلیه است، پس از نوشیدن جام توسط دیگر حواریان چه چگونه توجیه میشود

تبار انحراف (معرفی کتاب شاهد ما)

برندان رابرتسون در کتاب شاهد ما، Our Witness  شهادت ها و تجربیات مسیحیان LGBT+ را که امروزه با ایمان فعال و تأثیرگذار زندگی می کنند، جمع آوری کرده است. 

وی مدعی است برخی از ایشان   از کلیسا با طرد و به حاشیه رانده شدن مواجه شده اند. برخی از طریق آشتی دادن ایمان و تمایلات جنسی خود در کلیسا تحقق و برکت یافته اند. و برخی شاهد احیای بزرگ و پرباری هستند که روح القدس از طریق زندگی جامعه مسیحی دگرباشان جنسی به وجود می آورد.

وی مینویسد 

با هزاران مسیحی LGBT+ در سراسر جهان ملاقات کرده‌اند و شاهد حرکت روح‌القدس در عمیق‌ترین راه‌ها بوده‌اند. من از اینکه چه تعداد از رهبران مسیحی دست به دامن من شده اند تا به من بگویند که آنها نیز احساس کرده اند روح خدا آنها را تشویق می کند تا گام بردارند و افراد دگرباش جنسی+ را به عنوان اعضای وفادار کلیسای مسیح در آغوش بگیرند، شگفت زده شده ام. من مشاهده کرده‌ام که جوامع در سرتاسر جهان به تأیید و پذیرش افراد دگرباش جنسی به عنوان بخش‌های برابر و ضروری جوامع خود نزدیک‌تر و نزدیک‌تر شده‌اند. و من احیای واقعی در میان جوامع مسیحی دگرباشان جنسی را دیده ام.اینها داستانهای ایمان، امید، عشق و زندگی، و گواهی بر کار جدید شگفت انگیز خدا در دنیای امروز ما هستند.

این نسخه منحصر به فرد DLT شامل تعدادی داستان از مسیحیان LGBT+ از بریتانیا و ایرلند است.

برندن رابرتسون Brandan Robertson یک رهبر فکری و مفسر مسیحی است که در تقاطع معنویت، تمایلات جنسی و تجدید اجتماعی کار می کند. او کشیش اصلی کلیسای مسیحی Missiongathering در سن دیگو، ایالات متحده آمریکا است. 

صلوات ضراب

اتباع احمد بصری به به فرازی از صلوات ضراب: “اللهم أعطه فی نفسه وذریته وصلَّ على ولیک وولاة عهدک [عهده] والأئمة من ولده” برای اثبات مهدیین تمسک می کنند. و این دعای عام برای تمام شیعیان و بلکه امتی است که تحت رعایت و امر امامت حضرت حیات معنوی دارند و دعایی به جهت عافیت و سرور این جمع فلذا نه اختصاصی به فرزندان ان حضرت دارد و نه صفت خاصی برای انان ذکر شده است.

از قدیمی ترین منبعی که این دعا را ذکر کرده است مصباح المجتهد شیخ طوسی ره است که در سال 410هجری قمری آن را در بغداد نوشته است وی در مورد این دعا عنوان می­کند: «دعاء آخر مروی عن صاحب الزمان علیه السلام، خرج إلى أبی الحسن الضراب الاصفهانی بمکة، بإسناد لم نذکره اختصارا» (مصباح المجتهد، ص 406) شیخ طوسی عنوان می­کند این دعا را بدون بیان اسنادش برای اختصار ذکر کرده است. کتاب مصباح المتهجد سند ندارد؛ چرا که کتاب دعا بوده است و شیخ لزومی نمی دیده است که برای روایات سند نقل کند. همه ی روایات مصباح المتهجد، صحیح السند نیست، بلکه بسیاری از آنها ضعیف السند است، اما قانون تسامح در ادلّه ی سنن، همه ی آنها را صحیح السند می‌کند. مگر اینکه بدانیم بعضی از آنها جعل است یا فقها قبول ندارند.

ضراب اصفهانی در واقع یعقوب بن یوسف الضراب الغسانی است که شیخ در الغیبه داستان وی را به صورت مبسوط بیان داشته است (الغیبه، 273) ولی فرد شناخته شده­ای نیست و در امامیه نه توثیق شده است و نه مردود شناخته شده است، سند حدیث وی در الغیبه به شکل ذیل است: «عَنْهُ عَنْ أَبِی الْحُسَیْنِ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ الْأَسَدِیِّ قَالَ حَدَّثَنِی الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَامِرٍ الْأَشْعَرِیُّ الْقُمِّیُّ قَالَ حَدَّثَنِی یَعْقُوبُ بْنُ یُوسُفَ الضَّرَّابُ الْغَسَّانِیُّ فِی مُنْصَرَفِهِ مِنْ أَصْفَهَانَ قَالَ: حَجَجْتُ فِی سَنَةِ إِحْدَى وَ ثَمَانِینَ‌ وَ مِائَتَیْنِ وَ کُنْتُ مَعَ قَوْمٍ مُخَالِفِینَ مِنْ أَهْلِ بَلَدِنَا» بر این اساس وی در سال: 281 هجری با حضرت ملاقات باید داشته باشد و در این صورت شیخ طوسی که متولد 380 هجری و متوفی 460 است با وی سه طبقه اخلاف دارد.

«الحسین بن محمد ابن عمران بن أبی بکر الأشعری القمی»، و از مشایخ کلینی (258-329) است، که میتواند بدون واسطه از ضراب نقل خدیث داشته باشد و از افراد ثقه است (معجم الرجال خوئی، ج 7 ص 83).

«أَبِی الْحُسَیْنِ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ الْأَسَدِیِّ» نجاشی در مورد وی می­گوید: «محمد بن جعفر بن محمد بن عون الأسدی، أبو الحسین الکوفی: ساکن الری، یقال له محمد بن أبی عبد الله، کان ثقة، صحیح الحدیث، إلا أنه روى عن الضعفاء، وکان یقول بالجبر والتشبیه، وکان أبوه وجها، روى عنه أحمد بن محمد بن عیسى، له کتاب الجبر والاستطاعة» وی در سال: 322 هجری قمری فوت کرده است که در این صورت وی میتواند از حسین نقل حدیث کند. ولی تا شیخ طوسی ره یک طبقه فاصله دارد و وی نمیتواند مستقیم از ابی الحسین اسدی نقل روایت داشته باشد و باید دید طریق شیخ به ابی الحسین از کیست؟

سید بن طاووس در جمال الأسبوع  این روایت را با اسنادش از جماعتی نقل کرده و ایشان نیز  با اسنادشان به جد وی شیخ طوسی، نقل کرده­اند که شیخ از حسین بن عبید الله، از محمد بن أحمد بن داود و التلعکبری که این دو از محمد بن علی الرازی، از آنچه در کتابش الشفاء والجلاء نقل کرده از أبی الحسین محمد بن جعفر الأسدی ، عن الحسین بن محمد بن عامر الأشعری القمی  عن یعقوب بن یوسف الضراب الغسانی آورده اند: «أَخْبَرَنِی الْجَمَاعَةُ الَّذِینَ قَدَّمْتُ ذِکْرَهُمْ فِی عِدَّةِ مَوَاضِعَ بِإِسْنَادِهِمْ إِلَى جَدِّی أَبِی جَعْفَرٍ الطُّوسِیِّ رِضْوَانُ اللَّهِ عَلَیْهِ قَالَ أَخْبَرَنِی الْحُسَیْنُ بْنُ عُبَیْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ دَاوُدَ وَ هَارُونَ بْنِ مُوسَى التَّلَّعُکْبَرِیِّ قَالا أَخْبَرَنَا أَبُو الْعَبَّاسِ أَحْمَدُ بْنُ عَلِیٍّ الرَّازِیُّ الْخَضِیبُ الْإِیَادِیُّ فِیمَا رَوَاهُ فِی کِتَابِهِ کِتَابِ الشِّفَاءِ وَ الْجِلَاءِ عَنْ أَبِی الْحُسَیْنِ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ الْأَسَدِیِّ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنِی الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَامِرٍ الْأَشْعَرِیُّ الْقُمِّیُّ قَالَ حَدَّثَنِی یَعْقُوبُ بْنُ یُوسُفَ الضَّرَّابُ الْغَسَّانِیُّ فِی مُنْصَرَفِهِ مِنْ أَصْفَهَانَ» (جمال الأسبوع ، 495)

بر این اساس طریق شیخ طوسی ره به ابو الحسین اسدی از کتاب الشفاء والجلاء أحمد بن علی أبو العباس است که نجاشی درباره أحمد بن علی أبو العباس می­گوید: «الرازی الخضیب الایادی، قال أصحابنا: لم یکن بذاک، وقیل: فیه غلو وترفع ، وله کتاب الشفاء والجلاء فی الغیبة ، وکتاب الفرائض ، وکتاب الاداب. أخبرنا محمد بن محمد عن محمد بن أحمد بن داود عنه بکتبه» (رجال نجاشی، ص 97) که بر این اساس وی در نقل حدیث ضعیف است و خود شیخ درباره وی مشابه این سخن را تکرار می­کند: «أحمد بن علی الخضیب الإیادی، یکنى أبا العباس، وقیل: أبا علی الرازی، لم یکن بذاک الثقة فی الحدیث، ومتهم بالغلو، و له کتاب الشفاء و الجلاء فی الغیبة- حسنٌ- کتاب الفرائض، کتاب الآداب. أخبرنا بهما: الحسین بن عبید الله، عن محمد بن أحمد بن داود، و هارون بن موسى التلعکبری، جمیعا عنه» (الفهرست، ص 76). و شیخ در رجال خود او را در مورد کسی که از او روایت نمیکنند آورده است: «أحمد بن علی أبو العباس الرازی الخضیب الإیادی، متهم بالغلو» (رجال طوسی، ص 455) در حالی که خود از وی در الغیبه نقل روایت کرده است و طریق خود به کتاب ایادی بیان می­کند. و ابن غضائری وی را ضعیف شمرده است و گفته است: «أحمد بن علی أبو العباس الرازی، صاحب الشفاء و الجلاء، کان ضعیفا و حدثنی أبیرحمه الله- أنه کان فی مذهبه ارتفاع، و حدیثه یعرف تارة، و ینکر أخرى» (رجال غضائری، ). محقق خوئی در مورد وی می­گوید: «طریق الشیخ إلیه صحیح» (معجم رجال، ج 2 ص 163) این به آن معنا است که محمد بن أحمد بن داود، و هارون بن موسى التلعکبری از نظر آقای خوئی صحیح هستند.  از این رو طریق شیخ به وی صحیح است ولی از جهت آنکه ایادی متهم به ضعف و عدم وثاقت در آن مناقشه وجود دارد هرچند میتوان گفت شیخ از طریق دیگری نیز میتواند به ابو الحسین اسدی متصل باشد زیرا تنها یک طبقه با وی اختلاف داشته است امّا این طریق ثابت نیست اما درباره کتاب ایادی که، گاه‌ الشفاء و الجلاء و گاه‌ الجلاء والشفاء ذکر شده باید گفت این کتاب از مصادر کتاب‌هاى حدیثى، کلامى و دعایىِ بسیارى است، مانند: الغیبةى‌ شیخ طوسى و..است[1] و انتساب آن به خضیب‌ایادى، معروف است. ابن شهر آشوب در مناقب آل أبى طالب‌، بدون اشاره به نام مؤلّف، چند بار از آن نقل کرده است‌ ولی افندى اصفهانى، آن را در شمار تألیفاتى ذکر کرده که مؤلّفشان ناشناخته است؟ (ریاض العلماء، ج 1، ص 49) در اینصورت در انتساب این کتاب به ایادی نیز مناقشه وجود دارد.



[1]. موضوع کتاب‌ الشفاء و الجلاء، به تصریح اکثر کتاب‌شناسان متقدّم- مانند: نجاشى، شیخ طوسى، ابن شهر آشوب و علّامه حلّى-، در زمینه غیبت امام دوازدهم است و آن را کتابى نیکو در این زمینه دانسته‌اند. زارش‌ها و روایت‌هایى که از آن کتاب، نقل شده در باره موضوعاتى است از این دست: ملاقاتهایى با امام زمان علیه السلام در دوره غیبت کبرا، فضائل ائمه علیهم السلام- همچون: آگاهى پیشین امام على علیه السلام از خیانت ابو موسى اشعرى، مهریه فاطمه زهرا علیها السلام، و آگاهى امام رضا علیه السلام از امور غیبى و زبان‌هاى مختلف-، گفتگو در باره جانشین امام رضا علیه السلام، کیفیت صلوات بر محمّد و آل محمّد علیهم السلام، لزوم قصد در صحّت طلاق، و تحریم ازدواج خواهر (تاریخ حدیث شیعه در سده هاى چهارم تا هفتم هجرى، ص 227).