صفحه اطلاع رسانی میرزا محمد رضا صفائی تخته فولادی
صفحه اطلاع رسانی میرزا محمد رضا صفائی تخته فولادی

صفحه اطلاع رسانی میرزا محمد رضا صفائی تخته فولادی

نایاک ساخته mi6

آپلود عکس

 

محمدباقر نمازی در سال 1315 هجری شمسی در شهر نجف عراق متولد شد. او 6 ماهه است که خانواده‌اش این شهر را به مقصد ایران ترک کرده و بعد از آن همواره بین ایران و هند در سفر بودند. سابقه خاندان نمازی‌ها در ایران به قرن 14 هجری برمی‌گردد. جد پدری باقر نمازی، ملا محمد جواد نمازی شیرازی که به شیخ الشریعه اصفهانی معروف است. بر اساس سوابق موجود، خاندان نمازی‌های شیراز جزو خانواده‌های ثروتمند شیراز بوده و برخی از اعضای این خاندان در قرن نوزدهم در زمینه تجارت تریاک فعالیت می‌کرده‌اند. این خاندان از همان ابتدا با یهودیان و کمپانی‌های انگلیسی به ویژه کمپانی هند شرقی همکاری‌هایی داشته است. در صفحه 106 کتاب حقوق بگیران انگلیس نام شریعت اصفهانی به عنوان یکی از 10 مجتهدی آمده است که در نجف ماهانه 500 روپیه از انگلیس دریافت می‌کرده است. همچنین برخی از اعضای این خانواده مانند محمد نمازی عضو لژ فراماسونری روشنایی، افرادی مثل مهدی نمازی عضو حزب ایران نوین و خود محمد باقر نمازی هم دارای مسئولیت‌های مهمی در رژیم پهلوی بوده‌اند. محمد باقر نمازی دوران تحصیلاتش را در مدارس خصوصی و دانشگاه‌های انگلیسی گذرانده است و تحصیلات ابتدایی تا متوسطه خود رادر مدرسه انگلیسی- مسیحی کلکته گذرانده می‌گذراند. خود او در این باره می‌گوید:" اولین دوران تحصیلات ابتدایی در مدرسه سنت جوزف کونل گذشت و از همان کودکی با زبان انگلیسی آشنا شدم." باقر نمازی دوره کارشناسی را در رشته علوم اقتصاد در دانشگاه سنت خاویر می‌گذراند و پس از اخذ مدرک کارشناسی در دفتر اقتصادی سازمان برنامه و بودجه مشغول به کار می‌شود.

باقر نمازی در دورانی که در خارج از ایران به سر می‌برده است، به عنوان نماینده سازمان ملل و یونیسف، در کشورهایی همچون مصر فعالیت می‌کرده است. از دیگر اقدامات نمازی در دوران اقامتش در خارج از ایران، راه‌اندازی شورای ملی ایرانیان آمریکا (نایاک) با همکاری فرزندش سیامک نمازی و تریتا پارسی رئیس نایاک است.

دیدار سیامک نمازی و تریتا پارسی در همایش تعامل ایران و آمریکا در سال 1380 زمینه ساز تشکیل شورای ملی ایرانیان آمریکا و با حمایت محمد باقر و سیامک نمازی می‌شود و از همان زمان تریتا پارسی دیدارهایی با برخی مقامات ایرانی به منظور گسترش نقش نهادهای اجتماعی مردم‌نهاد انجام می‌دهد. پس از آن در سال 1382 دیداری با محمد باقر نمازی در واشنگتن ترتیب می‌دهد و بر ظرفیت سازی برای ایجاد نهادهای غیر دولتی در ایران توافق می‌کند. سیامک نمازی بین سال‌های 2010 تا 2012 به مدت 19 ماه و به صورت رسمی تحت عنوان عضو کمیته مشورتی خاورمیانه با موسسه سایپ همکاری داشته و برای این مدت 19 هزار دلار حقوق دریافت کرده است. وی در دوران اقامت خود در آمریکا با دانشگاه دفاع ملی آمریکا (NDU) که به نوعی ارگان علمی و اطلاعاتی پنتاگون (وزارت دفاع آمریکا) محسوب می‌شود، همکاری داشته و در جلسات محرمانه این نهاد شرکت داشته‌‌ است. سیامک نمازی همچنین با موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل (INSS) که مقر آن در تل‌آویو است، همکاری داشته است. به عنوان مثال، وی در جلسه‌ای در 22 فروردین 92 و تنها دو ماه قبل از انتخابات ریاست جمهوری ایران، شرکت کرده و به بررسی میزان تغییرات در جمهوری اسلامی پرداخته است. با ابن وجود ادعای ارتباط نایاک با جمهوری اسلامی امری انحرافی است

یک نمونه استفاده از داده ها و مواد وحیانی برای استفاده در براهین

در آیه: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا بِطانَةً مِنْ دُونِکُمْ لا یَأْلُونَکُمْ خَبالاً وَدُّوا ما عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضاءُ مِنْ أَفْواهِهِمْ وَ ما تُخْفی‏ صُدُورُهُمْ أَکْبَرُ قَدْ بَیَّنَّا لَکُمُ الْآیاتِ إِنْ کُنْتُمْ تَعْقِلُونَ؛ اى کسانى که ایمان آورده‌اید، دوست همرازى جز از همکیشان خود مگیرید، که دیگران از هیچ فسادى در حق شما کوتاهى نمى‌کنند و خواستار رنج و مشقت شمایند. و کینه‌توزى از گفتارشان آشکار است و آن کینه که در دل دارند بیشتر است از آنچه به زبان مى‌آورند. آیات را برایتان آشکار ساختیم، اگر به عقل دریابید». خداوند در این آیه با خبر از غیب یعنی نهان کافران به مومنین هشدار می¬دهد از کینه درونی کافران بیش از آن چیزی است که در ظاهر نشان می¬دهند و این خبر نشانه ای از سوی خداست که از طرف وی برای مومنان آشکار شده است و دستور به تعقل داده شده است  زیرا در آیه دو قیاس با استفاده از مواد وحیانی و مشهورات به شرح ذیل ارائه شده است:

قیاس اول

صغری: کافران در دل کینه مومنان را دارند

کبری: کسی که در دل کینه نسبت به کسی که از او کینه دارد خواهان رنج او است

نتیجه: پس کافران در دل خواهان رنج مومنین هستند 

قیاس دوم

صغری: کافران در دل کینه مومنان را دارند

کبری: کسی که در دل کینه نسبت به کسی که از او کینه دارد دست به فساد می¬زند

نتیجه: پس کافران نسبت به مومنان دست به فساد می¬زنند. 

نتیجه قیاس اول سبب برای نتیجه قیاس دوم یعنی چون کافران خواهان رنج مومنان هستند نسبت به مومنان دست به فساد می¬زنند. این گزاره  رابطه بدون وحی قابلیت کشف ندارد زیرا نیاز به علم به غیب و نفس انسان ها دارد و این تنها در حیطه علم الهی است. 

قیاس سوم:

صغری: کافران نسبت به مومنان دست به فساد می¬زنند. 

کبری: دوستی با کسی که نسبت به انسان دست به فساد می¬زند عقلا قبیح است. 

نتیجه: دوستی با کافران عقلا قبیح است.

زمانه حافظ

 پیرامون مسائل اجتماعی دوران حافظ باید گفت در زمان حیات حافظ دورانی آغاز شد که از آن می­توان به دوران انحطاط ایلخانان مغول تعبیر نمود در این دوران آخرین پادشاه مقتدر ایلخانی یعنی ابو سعید بهادر خان (716-726 ه. ق) مقارن با ولادت حافظ به قدرت می­رسد و پس از آن حکومت­های ملک الطوایفی در ایران شکل می­گیرد که عرصه را برای نزاع­های داخلی میان ایشان فراهم می­نماید در این دوره محمود شاه اینجو بر شیراز حکومت می­کند وی از زمان الجایتو (703-716 ه. ق) تا زمان بهادر خان حکومتی نیمه مستقل در شیراز مستقر می­کند و این اقتدار تا سال: 734 هجری ادامه میابد ولی سرانجام با مرگ وی به دسیسه ارباخان منجر می­شود. 

حکومت ارباخان نیز دوام چندانی نداشته در همان سال عزل و به دست بازماندگان محمود شاه قصاص می­شود. در این ایام ابو اسحاق پسر محمود شاه، به جنگ با مبارز الدین محمد مظفر در یزد می­رود که برادر دیگرش مسعود شاه شیراز را به تصرف خود در می­آورده و تا سال: 740 هجری در مسند قدرت می­ماند تا در این سال به دست مبارز الدین محمد مظفر (718-759 ه. ق) و پیر حسین چوپانی (م 743 ه. ق) از شیراز متواری و به لرستان رفت.

پیر حسین چوپانی شیراز را تصرف می­کند و 29 روز در آن حکومت کرده سپس امیرشمس الدین محمد برادر دیگر ابواسحاق را به قتل رسانده در نتیجه مردم شیراز شورش کرده او را اخراج می­کنند و بار دیگر مسعود شاه به قدرت بر می­گردد. در سال: 741 پیر حسین با لشکری باز می­گردد شاه مسعود باز فرار کرده به بغداد نزد حسن بزرگ جلایر (م 757 ه. ق) می­رود. و مردم شیراز به مدت 50 روز با پیر حسن جنگیده تا نهایت میانشان صلح برقرار شد و تا سال: 742 هجری که پیوند میان پیر حسین چوپانی و محمد مظفر شکسته می­شود وی در این مسند باقی می­ماند. وی در این زمان به ابو اسحاق پیشنهاد ولایت اصفهان را می­دهد که وی نمی­پذیرد و با اشرف چوپانی (حکومت 744- 758ه. ق) هم پیمان شده شیراز را تصرف می­کند و خود آن خطه را به تصرف در می­آورد.

در سال: 743 هجری حسن بزرگ مسعود شاه را به همراه باغی باستی(م حدود 744 ه. ق) عموی اشرف چوپانی به شیراز رهسپار می­کند و در این زمان ابو اسحاق به نفع برادر از قدرت کناره گیری می­کند و باغی باستی مسعود را به قتل می­رساند و جنگی میان وی و ابو اسحاق در می­گیرد که ابو اسحاق با کمک امیران کازرون به پیروزی می­رسد و وی تا سال: 754 هجری حاکم شیراز می­شود.

در سال: 754 هجری محمد مظفر شیراز را تصرف می­کند. وی تا سال: 759 هجری به دست پسرش کور شده و اندکی بعد می­میرد. پس از این شاه شجاع (م 786ه. ق) تا اخر عمر خطه شیراز را در دست می­گیرد. و آرامش نسبی در این دیار بر قرار می­شود. پس از مرگ شاه شجاع پسـرش زین العابدین به حکومت رسید در این زمان حملات تیمور به ایران آغاز شده بود. در نتیجه وی در سال: 789 هجری از پیش سپاه تیمور فرار نمود و تیمور در سال: 790 هجری شاه یحیی خواهر زاده شاه شجاع را فرمانروای شیراز قرار داد. ولی در همان سال شاه منصور برادر زاده شاه شجاع شیراز را به تصرف در آورد و تا سال 795 یعنی بعد از مرگ حافظ در این شهر حکومت کرد. (استانلی لین پل،  بارتولد، تاریخ دولتهای اسلامی و خاندانهای حکومتگر ص 219)

باید خاطر نشان کرد حافظ از محمد مظفر دل خوشی نداشت چرا که وی دست پرورده امرای اینجو بود و به طبع دشمن محمد مظفر و حتی پس از این به حلقه ادبی شاه شجاع پـسر محمد مظفر  می­پیوندد که با کور کردن پدر به پادشاهی رسیده است. 

نور و ظلمت

جمعه در هیمیا به کوکب زهره منسوب می شود و زهره در نجوم سعد اصغر است. چون زهره از روشنی می اید  روز جمعه را به رنگ سفید می دانند و روز جمعه چون ظهور منجی است عید مومنین است. 

اما روز شنبه در هیمیا به کوکب زحل مربوط است و و روز غیب الغیوب و لون   آن سیاه و در نجوم زحل را نحس اکبر میدانند. 

و شنبه یا شبات שבת در عبری روز عید یهودیان است چرا که منجی دجال در این روز ظهور می کند. 

یعنی دقیقا در غروب جمعه همان زمانی که صیحه شیطانی در مقابل صیحه ظهر جمعه قائم زده می شود

یهودیان در این زمان یعنی غروب جمعه جشن شبات شالوم שבת שלום برگذار می کنند. که مشابه روز جمعه در اسلام است که در ان تجارت مکروه است و اذا نودی للصلاة وذروا البیع..هنگامی که ندای نماز جمعه بر آمد بیع را رها کنید.

یهودیان مؤمن در شبات دستورهای بسیاری را طبق میشنا رعایت می‌کنند. در بخش زمانیم از میشنا تعیین شده که در شبات نباید ۳۹ کار ویژه انجام شود.

شخم زدن، پاشیدن بذر، درو کردن، خوشه دسته کردن، خرمن کوبی، باد دادن به خرمن، انتخاب، غربال کردن، خرد کردن، خمیر کردن، آشپزی، برش، شستن، زدن پشم، رنگ رزی، نخ ریسی، نخ بافی، ساختن غربال، بافتن، تقسیم دو رشته، گره زدن، بازکردن، دوزندگی، پاره کردن، شکار، ذبح و قصابی، کندن پوست، نمک زدن به گوشت، ترسیم، صاف کردن، بریدن، نوشتن، فرستادن چیزی، ساختن مثلاً دیوار، خراب کردن، خاموش کردن آتش، افروختن آتش، کمک نهایی برای به پایان رساندن یک کار، جابجا شدن به بیرون از محل سکونت

و در صبح شنبه برای نماز صبح یا تفیلا  شحریت (תפילה שהרית )  در کنیسه های خود جمع می شوند تا موعودشان یعنی دجال ظهور نماید. 

چرا  دجال در این روز ظهور میکند؟ 

چون که شنبه سیاه است و در علوم غریبه نحس اکبر است. تاریکی وجود دجال با رنگ شنبه همگن است.

قانون جذب

اندیشیدن مطلوب و ساختن تصویری از اهداف در ذهن و پرورش آنها، در عین حال، به یقین تصور کنیم که به اهداف رسیده ایم و با خواندن و دعوت کردن همزمان آنها به سمت و سوی خود به منظور تحقق فوری هدفها. تصوری کلی از قانون جذب است. هر چند تقریرات گوناگونی برای این قانون عنوان شده است

 باتوجه به تعریف قانون جذب، برخی برای این قانون، کلمات و واژه های مترادف ذیل را می توان  در نظر گرفت: «تصویرسازی ذهنی» و «تجسم خلاق».

 یکی از عوامل بنیادی و اساسی کسب موفقیت در نگاه نظریه پردازان این اندیشه، قانون جذب است: «همه ی ما انسانها با قدرتی لایتناهی سرو کار داریم و خودمان را دقیقاً با قوانین مشابهی راهنمایی می کنیم. قوانین طبیعی کائنات به قدری منظم و دقیق است که ما حتی در ساختن سفینه های فضایی هم هیچ مشکلی نداریم. در هرجا که هستیم، همه ی ما فقط با یک قدرت سرو کار داریم، یک قانون و آن قانون جذب است. هر آنچه در زندگی مان وارد می شود، در واقع ما خودمان آن را به سوی زندگی می کشانیم و به واسطه ی تصویر ذهنی مان است که آن را جذب می کنیم این همان تفکر خود ماست» در این نگاه قانون جذب به قانونی طبیعی تعبیر شده است که ریشه در طبیعت دارد و در واقع کنش هستی بر اساس تصویر ذهنی ماست البته این بیان تعیین نمیکند آیا ما مجاز به این هستین که هر تصوری داشته باشین یا نه تنها به به تیین ادعای خود پرداخته است (پرنتیس ملفورد 1891- 1836 ).

در تعبیر دیگر گفته شده: «هر اندیشه ی ما واقعی است و نیرومند است تجسم روند خلق تصاویر در ذهن است و لذت بردن از هر آنچه می خواهیم. وقتی مجسم می کنیم، در واقع افکاری قدرتمند و احساسی از اینکه هم اکنون آن چیز مثل همان را که در ذهن مان را داریم، ایجاد می کنیم. سپس قانون جذب دقیقا همان را به ما برمی گرداند.» (برن، 1390: 114-113)

در سال 1877 ، اصطلاح «قانون جذب» برای اولین بار در کتاب دکترین راز که توسط هلنا بلاواتسکی، غیب گرای روسی نوشته شد بیان شد، این اصطلاح در آن کتاب کنایه از یک قدرت جذاب بین عناصر روح بود (بلاواتسکی[1]، 2015، ج 1 ص 340). این موضوع در قرن بیستم بسیار مورد توجه قرار گرفت و در کتاب‌های زیادی به بحث گذاشته شد که برخی از آن‌ها جزو پر فروش‌ترین کتاب‌های تاریخ می‌باشند از آن جمله:

چارلز هانل[2] در کتاب خود «استاد کلید سیستم»[3] که از منابع ساخت فیلم راز است (کلی[4]، 2007، ص 91) بسیاری از باورهای اندیشه جدید مانند قانون جذب، تجسم خلاق و وحدت انسان با خدا را توصیف می کند و اهمیت حقیقت، تفکر هماهنگ و توانایی تمرکز را عنوان می­کند. این موضوع از آنجا مورد اهمیت است که در جهان تعداد افرادی که خود را مذهبی می خوانند کاهش یافته است. از طرف دیگر، این تمایل در افرادی مشاهده میشود که خود را معنوی معرفی می کنند. (هاتمن و اوپر[5]، 2007). در نتیجه این امر، مطالعه پیرامون معنویت بیش از پیش مورد توجه قرار می گیرد. محققانی مانند هیلا پل[6] خواستار ایجاد یک رشته دانشگاهی مستقل با عنوان معنویت هستند (هیلا، 2008، ص758).  

تئوری جذب که از آن به قانون راز هم یاد می‌شود، موضوعی است گسترده بسیاری را درگیر خود نموده است و در موضوعات و جایگاه­های مختلف علمی و غیر علمی مورد بحث قرار می­گیرد؛ برخی از سخنرانان، روان‌شناسان، فیلم‌سازان، نویسندگان، همه و همه این موضوع را به بحث گذاشته و ضمن تبلیغ آن، از این ایده، به عنوان یک قانون مسلم دفاع می‌کنند. این مفهوم با نام‌های «جذب»، «قانون جذب»، «راز»، «قانون راز» و گاهی هم با نام «تجسم خلاق»، شناخته می­شود. تعریف این قانون بر اساس تئوری پردازان آن عبارت است از: «عمل تجسم، تو را به هر چه بخواهی، متصل می‌کند. تجسم خواسته‌ات، نیروی مغناطیسی ایجاد می‌کند و این نیرو، خواسته‌ات را به سوی تو جذب می‌کند» (لیاده، 1387)

قانون جذب در اسلام

یکی از سنت­هائی که باید به آن توجه شود این مساله است که خداوند میان برآورده کردن خواسته­های دنیوی افراد بر اساس ایمان و کفر عمل مینماید. به واقع از نظر تکوینی میان این دو دسته تفاوت وجود دارد. و خداوند رفتاری را که با مومنین انجام می­دهد با کافرین انجام نمیدهد. این معنا در آیه 18 تا 20سوره اسراء نیز مورد بررسی قرار گرفت و اثبات شد بر اساس این آیه امداد الهی هم شامل حال کسانی می­شود که دنیا طلب هستند و هم شامل کسانی که آخرت طلب هستند. این لازمه معنائی فهمیده می­شود که این امداد در دنیا صورت می­گیرد. زیرا اگر امداد منحصر به آخرت بود نمیتوانست شامل حال دنیا طلبان نیز گردد. و با توجه به آنچه گفته شد این امداد برای دنیا طلبان تنها اراده خداوند و اراده ایشان را لازم دارد و مقید به سعی و تلاش نیست؟! این قسمت همان قسمتی است که مدعیان قانون جذب عنوان می­کنند یعنی برای تحقق افعال تنها به خواست درونی نیاز است. البته ایشان قید دوم که اراده خداوند است را در نظر نمی­آورند در حالی که این آیه بر این قسمت تاکید دارد عطای به دنیا طلبان هم از طریق مشیت الهی است.

اما در آیه ‏«فَلَمَّا أَنْجاهُمْ إِذا هُمْ یَبْغُونَ فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّما بَغْیُکُمْ عَلى‏ أَنْفُسِکُمْ مَتاعَ الْحَیاةِ الدُّنْیا؛ اما هنگامى که آنها را رهائى بخشید [دوباره‏] در زمین بدون حق ستم مى‏کنند اى مردم ستمهاى شما به زیان خود شماست بهره‏اى از زندگى دنیا [مى‏برید]» (یونس «10» 23) ‏به این سنت الهی اشاره دارد که در جهان مادی و دنیا برخی از افراد می­توانند بر برخی دیگر ستم روا نمایند و بر اثر این ستم از متامع دنیوی برخوردار شوند. ستم نوعی از شرور به شمار می­رود. پس یکی از اصول اولیه در جهان هستی شرور است. همه این موارد روشن می­سازد این ادعا که انسان به هر خواسته­ای که مایل باشد خواهد رسید ادعائی است پوچ، چرا که زندگی دنیا آمیخته با مشکلات است: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِی کَبَدٍ؛ براستى که انسان را در رنج آفریده‌ایم» (بلد «90» 4)  که در برخی موارد انسان دخالتی در ایجاد آن نداشته است و چه بسا به واسطه ظلمی که بر وی واقع می­شود وی از رسیدن به آرزویهای خود باز می­ماند. این برخلاف ادعائی است که در قانون جذب در زندگی سراسر خوشی به وسیله برآورده شدن آرزوها ترسیم می­شود و از این رو به یقین می­توان گفت ادعای قانون جذب بر خلاف حقیقت تکوینی جهان دنیوی است چرا که این جهان آمیخته از شرور و خیرات است و همین شرور فرد را از رسیدن به آرزوها باز می­دارد.  

یکی از سنت­های الهی در این دنیا را باید سنت ذلت الهی معرفی نمود، ذلت از ریشه ذلل به معنی خضوع و فروتنی است (ابن فارس، 1979، ج 2 ص 345) و در عرف به معنی از دست دادن جایگاه اجتماعی، یا انسانی یا طبیعی فرد است و به صورت قهر باشد (راغب اصفهانی، 1412، ص 330) خداوند در آیه ذیل به این سنت اشاره نموده است و گوساله پرستان بنی اسرائیل را به این مجازات تهدید نموده است: «إِنَّ الَّذینَ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ سَیَنالُهُمْ غَضَبٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَذِلَّةٌ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَکَذلِکَ نَجْزِی الْمُفْتَرین‏؛ آرى، کسانى که گوساله را [به پرستش‏] گرفتند، به زودى خشمى از پروردگارشان و ذلّتى در زندگى دنیا به ایشان خواهد رسید؛ و ما این گونه، دروغ‏پردازان را کیفر مى‏دهیم‏» (اعراف «7» 152)

با نکره آوردن دو کمه «غضب» و همچنین کلمه «ذلت» در این جمله عظمت غضب و ذلت بیان شده است چرا که نوع ناشناخته­ای از غضب و خواری را بیان نموده است که تنها ذات الهی از آن با خبر است. چرا که این حکم تنها مخصوص گوساله پرستان بنی اسرائیل نیست، و در هر عصر متناسب با گروهی که این جرم را انجام دهند خداوند متناسب با همان به ایشان ذلت می­دهد.

 به واقع می­توان اینگونه نیز تعبیر نمود که نخست غصب الهی شامل این گروه شده است و نتیجه غضب الهی ذلت در دنیا است، چرا که غضب الهی به معنای دور شدن افراد از رحمت الهی است. و یکی از صادیق رحمت الهی عزت الهی است: «تُعِزُّ مَنْ تَشَاءُ وَتُذِلُّ مَنْ تَشَاءُ؛ هر که را خواهی عزت دهی و هر که را خواهی خوار گردانی» (آل عمران «3» 26) با توجه به این سنت می­توان عنوان نمود بدون شک در زندگی چنین افرادی نه تنها رسیدن به خواسته­های درونی ممکن نیست بلکه به عکس از دست رفتن جایگاه اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و... نیز محتمل است و مثبت اندیشی و تصورات مثبت تاثیری در وضعیت ایشان نخواهد داشت. چرا که ایشان از نگاه اسلام مورد غضب الهی هستند در نیتجه استحقاق ذلت را در زندگی دنیوی پیدا نموده­اند و این مانعی است از تحقق خواسته­های آنها و به عکس سبب است برای از دست دادن هر آنچه از مواهب دنیوی در اختیار دارند. پس این قاعده نیز موجب تخصیص شمولیت و عمومیت تاثیر قانون جذب می­گردد.



[1]. Helena Blavatsky

[2]. Charles F. Haanel

[3]. The Master Key System

[4]. Kelly

[5]. Hautman - Oper

[6]. Paul Heela